
مهربان بود، شاید فوق العاده ترین موجود روی زمینشاید ناشناخته ترین کتابی که دلم می خواست کشفش کنم.لبخندش، آه لبخندش، شیرین ترین حس دنیا را توی دلم ریخت،و آیا همه ی اینها کافی نبود که برایش بمیرم؟!xa0که تا این اندازه عاشقش باشم؟!برچسبها: راز همیشگی +xa0نوشته شده در xa0یکشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۶ساعتxa023:30xa0 توسطxa0elnazxa0 |xa0 ...
ادامه مطلب
_هیچ کس اندازه ی تو نمیتونه این قدر دقیق و بی نقص منو بشناسه! *_میدونی دلم میخواد هر روز یه جور دیگه دوست داشته باشم؟! _تو با لبهای نارس سرخ و تبدارت،تو با روسری گلدارت، تو با چشمهایی که توشون ماه دارن، عشق منی! مگه نگفتم؟! میخندم *_حالا اگه آسمون ابری باشه یا آفتابی! سرمه ای باشه یا مهتابی! میشه ستاره ی سهیل نشی پیشم بمونی؟! _بیشتر از این حرفا برات میمونم...
ادامه مطلب